کدام کلمه را انتخاب کنیم؟

تصور کنید مادربزرگتان یک جام عتیقه دارد. این جام زیبا نسل اندر نسل به او رسیده. سن این جام از شجره­‌نامه­ی خانواده بیشتر است. مادربزرگتان روی چشم­هایش از آن مراقبت می­‌کند. آن را در دکور گذاشته تا گاهی هم با آن فخر بفروشد.

شما هندزفری به گوش هستید. غرق در تماشای پست­‌های اینستاگرام، و همزمان سیبی را که به تازگی از آشپزخانه برداشته­‌اید  گاز می‌­زنید که ناگهان به میز کنار دیوار برخورد می‌­کنید و آن جام بر روی سرامیک می‌­افتد و هزار تکه می‌­شود. احتمالا بتوانید چهره­‌ی تک تک اعضای خانواده را در آن لحظه تصور کنید!

.

شکل صحیح زبان دقیقا همان است که گویشوران بومی از آن استفاده می­‌کنند.

.

انسان موجودی است راحت­‌طلب.

.

زبان همراه با تفکر مختص انسان است.

.

انسان در استفاده­ از زبان هم راحت‌­طلب است.

او گاهی تفکر را کنار گذاشته و صرفا از زبان استفاده م‌ی­کند تا به سرعت به خواسته‌اش برسد.

*از آنجا که من و شما هم از این قاعده مستثنا نیستیم، ازین به بعد از اول شخص جمع استفاده می­‌کنم.

مثلا: بدون اندکی درنگ، اولین کلمه­‌ای که به ذهنمان می‌­رسد را بیان می­‌کنیم.

برای اینکه از قافله‌­ی باکلاس‌­ها عقب نمانیم، از کلمات زبان­‌های دیگر استفاده می­‌کنیم.

یا برای جذاب بودن یا صرفا برای راحتی بیشتر، از کلماتی استفاده می­‌کنیم که چند طنزپرداز در اینستاگرام باب کرده­‌اند.

اگر زبان فارسی را مانند جام مادربزرگ بدانیم، این کار ما هیچ تفاوتی با شکستن آن ندارد. (بدون صدای شکستن)

البته اینکه تصور کنیم هر لحظه باید از لغات فارسی سره استفاده کنیم، چندان درست نیست. و گاهی هم تشخیص اینکه کدام واژه­‌ها فارسی هستند، سخت می­‌شود.

.

امروز مقال‌ه­ای از علاالدین طباطبایی خواندم. در این مقاله نکاتی ذکر شده بود در این­باره که چگونه تشخیص بدهیم چه واژه­‌هایی فارسی هستند. خلاصه­‌ی آن را در زیر می­‌نویسم.

1-همه ی واژه‌های رایج در زبان فارسی امروز بجز واژه­‌های اروپایی تبار (چرا که سابقه­‌ی حضور این کلمات در زبان فارسی کوتاه است)

2- همه­‌ی واژه­‌های اروپایی تبار که در فرآیند­های واژه­‌سازی شرکت کرده­‌اند یا آنچنان رواج یافته­‌اند که اهل زبان برای آن‌­ها، علاوه بر معنی اولیه، معنی مشخص دیگری نیز قائل شده باشند. (مثل تلفن که در ترکیب­‌های تلفن­‌خانه بکار رفته) (مثل آنتن که به معنای جاسوس هم استفاده می­‌شود)

3-ه‌مه­ی واژه­‌­های عربی که در متون نظم و نثر آمده و دست کم در یک فرآیند واژه‌سازی شرکت کرده‌­اند. (مثل غم در کلمه­‌ی مشتق غمگین)

4-همه‌ی واژه­‌های عربی که در متون غیرعربی­‌گرای فارسی آمده‌­اند و فاقد معادل فارسی باشند.

5-همه­‌ی واژه­‌های گویش‌­های فارسی که در فارسی معیار فاقد معادل هستند.

*اگر کلمه­‌ای معادل فارسی نداشته باشد، بین معادل­‌های اروپایی و عربی، دومی را انتخاب می­‌کنیم.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت