mashroom1
چرخه ی خود آزاری

چرخه‌ی خودآزاری

امروز به پادکستی گوش می‌دادم که در آن راوی داستانی از خودش تعریف کرد که برایم بسیار قابل توجه بود: او از کودکی کلیدهایش را در خانه جا می‌گذاشته و بیست و چند سال، هر روز مجبور بوده پشت در منتظر بماند تا برادر، مادر، دوست یا همسرش از راه برسد و در را باز کند. او بعد از سال ها به این نتیجه رسیده “کلید” را به طور کل از زندگی اش حذف کند و در عوض از روش‌هایی مثل قفل‌های رمزدار استفاده کند. در این صورت فقط لازم است یک رمز را حفظ کند و مسئله برای همیشه حل می‌شود.
شاید به این فکر کنیم که “صورت مسئله رو پاک کرده”، “چقدر بی‌عرضه، ی کلید رو هم نمی‌تونه با خودش ببره” و… . این قبیل جملات دقیقا نشخوارهای فکری ما هستند که با آن ها دیگران را مورد انتقاد قرار می‌دهیم و به آن ها برچسب‌های مختلف می‌چسبانیم. اوضاع وقتی بدتر می‌شود که با خودمان نیز همین رفتار را انجام می‌دهیم و خودمان را از دسترسی به راه حل‌های بیشتر و راحتی منع می‌کینم. به تصویر زیر نگاهی کنید.

من نام این چرخه را چرخه‌ی خودآزاری می‌گذارم. این چرخه، که در حوزه‌های مختلف فعال می‌شود و کار می‌کند، از استانداردهای از پیش تعیین شده آغاز می‌شود. بعضی از این استانداردها از جانب اطرافیان و بعضی توسط خود ما ساخته می‌شود. و ما تمام تلاشمان را می‌کنیم تا به این استانداردها شبیه شویم. و کوچک‌ترین شکستی باعث سرخوردگی می‌شود.
وقتی کاری را با زور و سختی پیش می‌بریم و وقتی اصرار می‌کنیم که حتما از راهی که دیگران رفته‌اند به نتیجه برسیم احتمالا در این چرخه گیر کرده‌ایم. و در این صورت خود را از دیدن و یافتن راه‌های متعدد رسیدن به خواسته‌هایمان منع می کنیم. رفته‌رفته عزت‌نفسمان به خاطر همه‌ی انتظارات زیاده از حدی که از خودمان داشته‌ایم له می‌شود.
راه رهایی از این چرخه‌ی معیوب، شناخت خودمان، شفافیت اهدافمان و خودآگاه کردن استانداردهای ذهنی‌مان است. هرچه خودمان را بیشتر و بهتر بشناسیم و با آن به صلح برسیم، سعی میکنیم راه‌ها و استانداردهای مناسب خودمان را پیدا کنیم تا این که خودمان را با هر ضرب و زوری مناسب راه‌های موجود کنیم.

بعد از اینجا کجا بریم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به تارا یاراحمدی هست.

Copyright ©2021